ببخشید این مدت ننوشتوم میدونی امروز قد تموم دنیا دلم گرفته ولی اومدم اینجا بهت بگم خیلی دوستت دارم

دوستت دارم ، بی آنکه مرا دوست داشته باشی ... 

دوستت دارم حتی اگر از چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که  دلم شکسته است... 

عزیزم باور کن به تو نیاز دارم ، منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته ، منی که ساحل دریای دلم طوفانی است و امواج غم و غصه در دلم زیر و رو می شود نیاز به تو دارم که قلبم را با محبت و عشقت صفا دهی ، دل سوخته ام را با عشقت جان بدهی و ساحل دریای دلم را آرامتر از همیشه کنی...

عزیزم مرا باور داشته باش ، حتی برای یک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن ...

بیا تا تنهایی دوباره به ویرانه دلم نیامده است !

تا تنهایی قاب  خالی و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است،  تو بیا و قاب زیبای عکست را در آنجا بگذار!

بیا در قلبم با صدای مهربانت بگو درد دلت را به من و با فریاد اسم مرا صدا کن و بگو مرا دوست میداری تا سکوت تلخی  که مدتهاست اعماق  قلبم را فرا گرفته است و قلبم را غم زده کرده است شکسته شود!

قلبم را پر از محبت و عشق و صفای خودت کن ! بگذار آن خونی که در رگهای خشک من جاری می‌شود خون تو باشد و بگذار آن وجود من وجود تو نیز باشد!

عزیزم اینک که مینویسم دوستت دارم چشمانم خیس است ، به خدا خیس است ، پس چشمهای خیس مرا باور کن و  تو نیز به من بگو مرا دوست میداری.

با آهنگ دلنشین عشق و با یاد تو و با عشق به قلب تو با چشمانی خیس و قلبی پر از امید اگر نخندی و اگر بیخیال این دل عاشق من نباشی می نویسم  که دوستت دارم...

اینبار نه از حفظ میگویم و نه تکرار میکنم ، اینبار برای آخرین بار میگویم این کلمه را !!!! چونکه دوست داشتن به عمل است نه به گفتن! پس برای آخرین بار  میگویم که مرا بفهمی  و قلب شکسته و عاشق  مرا باور داشته باشی ::::::::

دلم واست تنگ شده نفسم

روزهای سخت تا لحظه ديدار

میگذرد لحظه ها ، لحظه های بی تو بودن ، ثانیه هایی که خیلی کند میگذرد

دلم میخواهد لحظه ها و ثانیه ها تند تر از همیشه سپری شوند و لحظه ای که روزها آرزوی آن را داشتم فرا رسد...

حظه دیدار ، یک لحظه رویایی و فراموش نشدنی...

نفسی تازه ، دلی عاشقتر از همیشه و آرزویی که به حقیقت پیوسته است...

میشمارم تک تک ثانیه ها را ، مینشینم به انتظار طلوعی دیگر و حسرت روزهای لبخند و شادی را میکشم !

به امید دیدن تو ، به امید رسیدن به تو و به امید بودن تو در کنارم زنده ام ...

با رفتنت مطمئن باش که من نیز خواهم رفت !

تو به سوی خوشبختی ، من به سوی دنیایی دیگر !

میگذرد لحظه های عاشقی ، لحظه هایی که با دوری همراه هست و با فاصله هم صداست !

سردتر از همیشه ، روزهایی بی عاطفه تر از گذشته!

کاش خزان بی عاطفه دلم به پایان رسد

و بار دیگر خورشید طلوعی دوباره در آسمان ابری و دلگرفته دلم داشته باشد....

به انتظار خورشید و به انتظار لحظه دیدارت خواهم نشست ای بهترینم!

  • دوستتت دارم خیلی دلم شور میزنه

 

در سرخ ترین ساعت خورشید بریده های مرا تماشا کن کنار مردن ، تماشا کن                           

خانه ای را که روبه نابودی ست و می ترســد از مـــن بــــی تــــو ... !                                

من بی تو شرمسار ترین افسانه نا تمامی ام ، بی تو می پوسم از این بی سرانجامی                      

می بازم به تمام هراس ها ، از ای کاش ها می سوزم ، از فردا می ترسم                              

 نگو گفتنی ها شنیده شده و فرصت ها تمام،من هنوز و همیشه به تو دل خوشم و محتاج                  

به من نگو ، نگو که رهــســپاری ! 

کاش ..............................................

 2nallbs.jpg

آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد

 biya jeloo umaaah

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود. زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود. زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود. زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود. زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود. زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زيباترين اعترافم عشق تو بود

1184583863.gif

من هنوز خاك زير پايت هستم من هنوز عاشقم هنوز بعد از گذشت۵سال ذره اي از عشقم نسبت به او كم نشده وهنوز به او وفادارم من هنوز چشم به انتظارم من براي شنيدن دوباره صدايش دلتنگم وبراي ديدن چشمان پر از مهرش ميميرم
من با تو عشق رالمس كردم من با تو شب و روز را فهميدم
من با تو به گذشت زمان عشق مي ورزم و امروز به گذشت زمان حسرت ميخورم ومن هنوز اين حقيقت تلخ جدايي را باور نكردم من هنوز نسيم سرد كوير را بر گونه هاي تو احساس ميكنم من هنوز دستهاي تو را در دستم دارم
من هنوز با اندوخته اي از عطر شانه هاي تو تنفس ميكنم
من هنوز...................

اگه روزگار بي رحم تو مهربون باش

اگه آفتاب مي سوزونه تو سايه بون باش

حالا كه تنهايي پاي جونم نشسته

بيا واسه منه تنها تو هم زبون باش

تو مهربون باش

اگه سرما كمين كرده كنار باغچه

واسه گلهاي نيمه جون تو باغبون باش

تو مهربون باش

چراغ زندگيم رو دوباره روشنش كن

عزيزت تنها مونده

ديگه نازو كمش كن

تو اوج قهر و آشتي اگه بياي گل كاشتي

نمي شدم فداييت

اگه دوستم نداشتي

ديگه واسه برگشتنت ديوونه هستم

واسه خوشبختي دنبال بهوونه هستم

اگه ميگم گره هارو محكم ببنديم

دلواپسه فرداي بي نشونه هستم

1512014-be69e337a70fd3f3.jpg

به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را...

به یکی لاله که بنشسته به دامان کوه؟

به شرابی که نمایان بود از جام بلور؟

به شقایق که بودجلوه گر بزم چمن؟

 

یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟

همینی که اینجا مینویسه

/ 0 نظر / 8 بازدید